سفر تعالی

سفر تعالی

    

استقرار مدل تعالی سازمانی در سازمان های ایرانی گامی بنیادین ، برای حضور در عرصه رقابت جهانی است . زیرا مضمون و مفاهیم ارائه شده در مدل تعالی سازمانی،همان تجربه های موفق و رویکردهای سازمان برتر جهانی است . طبیعی است سازمانی که بتواند این خواست ها را پیاده کند ، می تواند در محیط رقابتی ، بدون دغدغه حضور فعال داشته باشد. تدوین چشم انداز ، اهداف استراتژیک و استراتژی ها در سطح سازمان و پیاده سازی آنها تا سطوح پایین تر جهت ایجاد درک مشترک آحاد سازمان از برنامه ها و نقش خود در پیشبرد آنها و همچنین سازماندهی مناسب برای ایجاد دارایی های نامشهود و تغییر باورها، اندیشه ها ، رویکردها و قابلیت های راهبری و مدیریتی سازمان در این خصوص می تواند مؤثر واقع شود.  



شرکت فولاد خوزستان در سال 1372 و با استقرار گشت های VIP ، سفر تعالی خود را آغاز نمود و در سالهای مختلف به موفقیت های بی شماری نظیر استقرار نظام تحقیقات وخودکفایی ، استقرار نظام پیشنهادها و گروه های QCC و WIT ، استقرار نظام مدیریت کیفیت  ISO 9001:94  ، طراحی سیستم های اطلاعات مدیریت MIS و.... نائل گردید. اگر چه این موفقیت ها مطلوب بودند ، لیکن بدنه مدیریتی سازمان تشخیص داد، برای پیشرو شدن در حرکت به سوی کیفیت و همسو شدن در حرکت به سوی چشم انداز سازمان ، نیاز به ابزار اندازه گیری وجود دارد. و این ابزار در مضمون مدل تعالی سازمانی قرار داشت .

به همین منظور در سال 1382 ، آشنایی با مدل تعالی سازمانی در دستور کار مدیران قرار گرفت . در سال 1383 فولاد خوزستان برای اولین بار ، رویکرد پرسشنامه را برای خودارزیابی خود بکار برد و در همان سال با حضور در جایزه ملی بهره وری و تعالی سازمانی ، موفق به دریافت گواهینامه برای تعالی سازمانی شد. این موفقیت شروع تازه ای برای فولاد خوزستان بود زیرا از این پس متعهد گردید که کلیه فعالیت های خود را همسو با مدل نماید. بدنه مدیریتی مصمم و کارکنان تشنه فراگیری ، ناهمواری های پیش رو را یکی پس از دیگری از میان برداشتند و فولاد خوزستان آهسته آهسته حرکت خود را باتجربه خود به سوی تعالی ادامه داد. فولاد خوزستان با انعطاف پذیری و متناسب با ضرورت های استراتژیک تحولات متعددی را پشت سرگذاشته است . بازخوردهای دریافتی متعدد نظیر گزارش بازخورد جایزه ملی بهره وری وتعالی سازمانی ، یادگیری از سازمان های برتر و ضرورت حرکت به سوی فضای رقابتی موجب شده است که رهبران شرکت همواره انعطاف پذیری خود را حفظ نموده ودر صورت نیاز جهت گیری های استراتژیک سازمان را بازنگری کنند. نگرش حاکم بر مدل تعالی سازمانی و نهادینه نمودن مفاهیم بنیادین آن ، در رشد اغلب اهداف استراتژیک سازمانی مؤثر بوده است . مدل تعالی سازمانی منجر به حرکت در مسیر رشد و تعالی فولاد خوزستان شده است به طوری که براساس مدل ، پروژه های بهبود سازمانی براساس فرآیند خود ارزیابی تعریف شده ونظارت بر پیشرفت پروژه ها در چارچوب کمیته های تخصصی و عالی تعالی سازمانی به صورت متمرکز انجام می گیرد. با بکار گیری مدل از سال 1383 ، شاخص های سازمان براساس منطق رادار تعریف و پیگیری می شوند.


درسال 1384 فولاد خوزستان موفق به دریافت تقدیر نامه سه ستاره شد . تبدیل گزارشات بازخورد به پروژه های بهبود و پیگیری جهت اجرا و خاتمه آنها ، موجب گردید که این شرکت در سال 1388 موفق به کسب تندیس بلورین جایزه ملی بهره وری و تعالی سازمانی نائل گردد. در همان سال شرکت فولاد خوزستان در میان 129 شرکت حاضر در جایزه ملی بهره وری و تعالی سازمانی کشور رتبه ششم را ازآن خود نماید. این تلاشها وهمت ، در سال 1389 تداوم یافت و در آن سال، شرکت به تندیس بلورین جایزه ملی بهره وری و تعالی سازمانی نائل شده و در بین 133 شرکت حاضر ، موفق شد رتبه دوم کشوری را ازآن خود نماید.

 


شرکت فولاد خوزستان در سال 1390  مجدداً  موفق به کسب تندیس بلورین با امتیاز بالاتر و حفظ رتبه دوم شد و در سال1391 برای اولین بار  شرکت فولاد خوزستان موفق به کسب تندیس سیمین جایزه تعالی سازمانی گردید.

در سال1391 برای اولین بار  شرکت فولاد خوزستان موفق به کسب تندیس سیمین جایزه تعالی سازمانی شد که توانست این عنوان را برای شش سال متوالی حفظ کند و این تندیس را دریافت نماید.

پس از شش سال و با تلاش بی وقفه ، شرکت فولاد خوزستان توانست برقله تعالی کشور بایستد و تندیس زرین تعالی سازمانی را در سال 1397 دریافت کند تا تنها شرکت دریافت کننده این تندیس در این سال لغب بگیرد.

شرکت فولاد خوزستان متعهد به دستیابی به قله تعالی کسب و کار همرا ه با دستیابی به بالاترین استانداردهای اخلاقی است . این شرکت همواره در مسیر تعالی ، در پی ایجاد فرهنگ تعالی ، ایمنی و نوآوری در کسب و کار است و این موضوع کاملا در موفقیت ها و نتایج سالانه قابل مشاهده است . ما معتقدیم آنچه که امروز فولاد خوزستان را از سایرین متمایز نموده، تعهد رهبران، مدیران، کارشناسان و کارکنان سازمان در تمامی رده ها به کسب موفقیت است.

سالها است که اتفاقی نمی افتد مگر اینکه حاصل از نتیجه ای ارزیابی شده و الزامی برای تغییر ایجاد شده باشدفعالیتی جدید در سازمان ایجاد نخواهد شد، مگر آنکه رویکرد آن به طور شفاف تعریف شده باشد و رویکرد نوشته نخواهد شد، مگر اینکه ارتباط آن با استراتژی سازمان تعریف گردد.

چشم انداز و اهداف سازمان به روشنی در تمامی حوزه های عملیاتی و برای تمام کارکنان سازمان تعریف شده و نقش هر یک از آنها در حصول اهداف سازمانی معین گردیده و همه می دانند که به کجا می روند و چگونه باید این مسیر را با سرعت مناسب طی نمایند.

برای حصول اطمینان از اینکه روح مشتری مداری در سازمان حضور دایمی داشته وبه صورت یکپارچه از رهبری تا سطوح عملیاتی همه به آن متعهد شده اند، سنجش رضایتمندی مشتریان در طول سال و به صورت گسترده صورت می گیرد تا صدای مشتریان دائماً در دسترس متعالی سازان فولادخوزستان بوده و بتوانند نیازها و خواسته های آنها را در تعاملات روزمره به نحو شایسته ای تأمین نمایند.

راهبری سازمان نه با دستور، بلکه با نظام رهبری است که از شورای راهبردی ،کمیته برنامه ریزی استراتژیک، کمیته تخصصی تعالی سازمانی ، کمیته راهبری تا کمیته های فرآیندی و کارگروه های تخصصی گسترده شده است. این نظام است که تصمیمات را ارزیابی، ساخته و پرداخته می نمایند. هم اکنون پس از چندین سال حرکت در مسیر تعالی، دیدگاهی جامع نگر درباره سازمان و الویت ها و مدیریت فعالیتهای بهبود ایجاد گردیده و سازمان کلیه فعالیتهای خود را مبتنی بر اهداف استراتژیک، آرمان و مأموریت خود به پیش می برد.